Last Pictures

Friday, August 3, 2007

مفید 1 در ارجمند

ارجمند شهر نسبتا کوجکی در جاده دماوند فیروزکوه است . من به عنوان معلم عکاسی مفید 1 آنان را به رصد در شادمهن یکی از روستا های نزدیک ارجمند بردم . ولی از شانس گندم توی اسپیس ودر هوا رو چک نکردم در نتیجه هوا ابری شد . اونجا بود که بچه های خر مایه ای که اوفشون می شد توی چادر بخوابن رو شناختم . باورشون نمی شد اونجا خونه ای نیست که بتونن توش بخوابند . همشونم عین بچه مثبتای سوسول ساعت 10 شب خوابیدن . احمقا همون اول شب آتیش روشن کردن برای همین تا وقتی که می خواستند بخوابند نمی توانستند از کنار آتش دور شوند . خوب شد که توی برگه اردو قید کرده بودم که لباس گرم و کیسه خواب بیارند . همشون با آستین کوتاه اومده بودن و یک پتوی مسافرتی به عنوان . لباس و پتو یک جا با خودشان آورده بودند . کمی عقل اگر داشتند می فهمیدند پوست خرس هم نمی توانست انسان را در آن آب و هوا گرم کند . من که از روی سابقه زیادم خیالی نداشتم ولی تا صبح به همشان آنتی هیستامین دادم .
زمین رصد گاه برای دوست خوبم مصطفی بود که کرایه کرده بودیم یک خونه هم در خود روستای شادمهن داشتند که خودم تا شب منتظر ماندم که برم آنجا دستشویی :) . چند تا از بچه هاشون که با هم کل شب بیداری رو گذاشته بودن رو با خودم بردم روستا گردی . همشون داشتن خودشون خیس می کردن . باورتون می شود از سگ بسته شده هم می ترسیدند شامشون هم ساعت 6 عصر وقتی هنوز خورشید غروب نکرده بود خوردند :((((((((((((( هیچکدامشون تا صبح بیشتر از 8 تا عکس نگرفتند . تازه یکی از گروه هاشون که دوربین منرا برای عکاسی گرفته بودند یادشان رفته بود فیلم داخل دورین بگذارند و 56 تا عکس گرفته بودند و تازه فهمیده بودند سرعت را روی 1/125 گذاشته بودند . شما جای من بودید با آنها چه کار می کردید . نامرد ها در روز 5 سری غذا می خوردند . ولی نمی دانم چرا اکثرا لاغر بودند . وقتی که به تهران رسیدیم من آسفالت جلوی مدرسه را بوسیدم . :(

No comments:

There was an error in this gadget

Search This Blog